شکنجه ای روحی به نام خجالت-۲

شکنجه ای روحی به اسم خجالت

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه قبل عرض کردیم که در قیامت گنهکاری که بدون توبه از دنیا رفته باشد هم شکنجه جسمی م ی بیند هم شکنجه روحی

در باب شکنجه روحی حرف می زدیم و یکی از شنجه های روحی به نام خجالت را بیان کردیم.

مبنای عرایض ما در بحث شکنجه روحی به اسم خجالت روایت امام صادق علیه السلام بود که حضرت می فرمودند:

قَالَ الصَّادِقُ ع‏ لَوْ لَمْ یَکُنْ لِلْحِسَابِ مَهُولَهٌ إِلَّا حَیَاءُ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَضِیحَهُ هَتْکِ السِّتْرِ عَلَى الْمَخْفِیَّاتِ لَحَقَّ لِلْمَرْءِ أَلَّا یَهْبِطَ مِنْ رُءُوسِ الْجِبَالِ وَ لَا یَأْوِیَ إِلَى عُمْرَانٍ وَ لَا یَأْکُلَ وَ لَا یَشْرَبَ وَ لَا یَنَامَ إِلَّا عَنِ اضْطِرَارٍ مُتَّصِلٍ بِالتَّلَف‏[۱]

اگر در حسابرسى روز قیامت هیچ ترسى نبود جز ترس از عرضه شدن اعمال بنده بر خداوند متعال و پرده بردارى از گناهان مخفى انسان، همانا جاى داشت و سزاوار بود که انسان از سر کوه فرود نیاید و روى به آبادى نیاورد و هیچ چیزى نخورد و نیاشامد و نخوابد مگر آنقدر وضعش اضطرارى شود که نزدیک به تلف شدن باشد.

د رجلسه قبل دو تصویر از خجالت و سبب خجالت دادم.

این جلسه هم کوتاه تصویری از خجالت عرض میکنم.

عالم قیامت  عالم غیب است این جهان با حواس ظاهری قابل درک است از همین رو در اصطلاح اسلامی از آن به عالم شهود تعبیر میشودو از آنجا که این بخش هستی در حوزه درک حواس ظاهری نیست از آن به جهان غیب تعبیر می شود.جهان قیامت جهان غیب است عالم غیب است امروز چیزی از آن عالم نمی بینیم ولی همینکه وارد سرای قیامت شدیم همه چیز مشهود است

فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَآءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ. 

«پس‌ ما پرده‌ را از روی‌ دیدگان‌ تو برداشتیم‌! و چشم‌ تو امروز چشم‌ تیزبینی‌ است‌!»

چشم‌ تو حادّ است‌ و خوب‌ می‌بیند. باطن‌ را می‌بیند، و اسرار و غیب‌ را مشاهده‌ میکند.

چشم‌ حدید یعنی‌ حادّ و تیزبین‌، چشمی‌ است‌ که‌ علم‌ به‌ باطن‌ دارد؛  وقتی چشم انسان تیز بین شد تا عمق فاجعه را می بیند.

می بیند چه افتضاحی بار آورده است در مقابل ولی نعمت خود!امروز انسان فقط جلوی چشم خود را می بیند ولی قیامت دقیق می بیند که عمق فاجعه زیاد است امروز وقت گناه کردن نهایتا حواسمون هست که گناه می کنیم حواسمون هست که خدا داریم اگر حواسمون باشد!اما قیامت خیلی دقیق تر می بینیم یک آن همه نا فرمانیهای ما مجسم می شود همه نعمت های خدا هم مجسم می شود می بینیم  .می بینی نعمت‏هاى بى‏شمارش شامل حالت شده و تو از شمارش آنها ناتوانى بلکه اهل آسمان‏ها و زمین‏ها نیز از احصاى آن عاجزند و عقل عاقلان و فهم علما و وهم حکما، از درک ذره‏اى از عظمت آن سلطان ناتوانند!

وقتی عظمت خدا را می بینی و نافرمانیهایت مجسم شد جلو ی چشمت می فهمی مثل امروز نیست که نفهمی قیامت می فهمی و می بینی عمق فاجعه را می فهمی که کاری که تو با خدا کردی سگ با صاحبش نمی کند اینجاست که از خجالت آب می شوی !

واى چه افتضاحى بار آورده‏اى و به چه حال زشت و سختى گرفتار شده‏اى که به خود جرئت داده‏اى با سلطان بزرگ و مهربان، چنین معامله‏اى نمایى!؟  آن روز متوجه می شوی  که اگر یک سگ آنچه که تو از  خدای  خود  از صاحب خود رأفت و الفت دیده‏اى، مى‏دید با مالک و صاحب خود انس و الفت مى‏گرفت  آن روز برات مجسم میشود که یک سگی که یک ذره از صاحب خود محبت دیده چقدر مراقب مالک خود بوده چقدر برا  صاحب خود دم تکان داده است و انسان گنهکار می بیند در حد یک سگ هم خدای خودش را احترام نکرده است و این شرم و خجالت آور است .

خجالت آور است وقتی خدا روز قیامت ما را مخاطب خود قرار بدهد و بفرماید خجالت بکش مگه من به تو وجود نبخشیدم؟ مگر من تو را خلق نکردم؟ مگر من شخصاً عهده‏دار تدبیر امور تو نبودم به گونه‏اى که راضى نشدم از نعمتى محروم بمانى و تو و بزرگتر از تو نتوانست نعمتهای مرا بشمارد تو با همین نعمت‏ها در محضر من به معصیت و نافرمانى من پرداختى!؟

بعد بفرماید خجالت بکش تو این همه نافرمانی کردی ولی من رو نکر دم پنهان نمودم آبرویت نگه داشتم چشم انتظار بودم برگردی تو حتیب  یک معذرت خواهی ساده هم ننمودی !حتی یکبار توبه نکردی با اینکه گفته بودم توبه کنی همه چی ر ا می بخشم!

 

[۱] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط – بیروت) – بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.

Like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.