طهارت چشم-جلسه سوم -اخلاق خصوصی یاوران مهدی(عج) قم

طهارت چشم-جلسه سوم -اخلاق خصوصی یاوران مهدی(عج) قم

طهارت چشم

بسم الله الرحمن الرحیم

سه جلسه مطالبی را پیرامون تحصیل طهارت چشم عرض کردیم به بیان روایات و حداقل آثار هشتگانه طهارت چشم پرداختیم.

یک جمع بندی از روایات نمودم که طهارت چشم حفظ سایر اعضا و جوارح را آسان می کند اگر کسی چشم طاهر داشت حفظ زبان و گوش برای او آسان می شود و برعکس کسی که چشم هرزه بین داشت در سایر اعضا و جوارح قطعا کنترل را از دست می دهد بویژه اینکه زیاد چرت گو می شود.

حتما مواجه شده اید با افرادی که شوخیها و بذله گوییهای آنها در رابطه با مسائل جنسی است و چه بسیار حرفهای انها که حرام است و چه بسیار که بی عفتی است این افراد چشم چران هستند.

اما اگر چشم پاک شد چشم طاهر شد و طاهر ماند برکات زیادی دارد زبانش در کنترل او می افتد و از به زبان آوردن کلمات بد حیا دارد

آیت‌الله سیّد ابوالحسن اصفهانی، وقتی خارج فقه بیان می ­کردند و به لفظ زنا می­‌رسیدند،  با اینکه خود قرآن هم اسم برده «الزَّانِیَهُ وَ الزَّانی‏»، فقط یک‌بار بیان می‌کردند و در دفعات بعد، دیگر اسم نمی­‌بردند و می­‌گفتند: آن عمل خبیثه! بعداً به ایشان گفتند: چرا شما اسم نمی­‌برید؟ فرمودند: خدا شاهد است که اسمش را هم که می­برم، تنفّر دارم و حالم بد می­‌شود.

عرض کردیم اگر کسی طهارت چشم داشته باشد رزق دیدن او زیاد می شود یعنی در بیداری و در خواب چیزها یی می بیند که دیگران نمی بینند ولی افرادی که الودگی چشم مبتلا هستند در خواب گرفتار هستند در بیداری هم که عرض کردم کنترل زبال و خیال و ….ندارند

آیت‌الله العظمی ادیب می‌فرمودند: تا به حال خدا را خواب دیده‌اید؟!

مگر می‌شود؟! مگر خدا نعوذبالله جسم است؟ این چه معنی دارد که خدا را در خواب ببینی؟

این، به این معناست که وقتی انسان تمام اعضاء و جوارحش کنترل شد، دیگر معلوم است، آنچه که شب در خواب می‌بیند، الهی است. اگر کسی الهی شد، معلوم است صد در صد، حتّی دیگر در خواب محتلم هم نمی‌شود (عذر می‌خواهم، لا حیاء فی الدّین)، چه برسد به این که نستجیربالله بخواهد خواب‌هایش، خواب‌های شهوانی و نفسانی باشد. معلوم است، کسی که فکرش در بیداری الهی شد، خوابش هم الهی می‌شود و خدا را در خواب می‌بیند.

حتّی طوری می‌شود که این تعبیری که ما داریم که خواب حجیّت ندارد، برای آن‌ها صدق نمی‌کند و در خواب خیلی چیزها را می‌بینند، خیلی از تکالیف را می‌گیرند و خیلی از کارها به آن‌ها بیان می‌شود که این‌طور کن و آن ‌طور کن، یعنی معلوم است که اصلاً خواب نیستند، کأنّ بیدارند.

البته در خوابشان هم این جسم دارد یک مقدار استراحت می‌کند، برای اینکه بالأخره جسم است و نیاز دارد و قاعده این است که این جسم باید استراحت کند، امّا این چیزی که بین این عارف و پروردگار عالم هست، این است که اصلاً خواب ندارد. یعنی چه؟ یعنی در همان عالم هم متّصل است و در همان حال هم اتّصال به پروردگار عالم دارد. لذا می-بیند آنچه که در خواب دیده، بعداً محقق می‌شود و به این، رؤیای صادقه می‌گویند. حتّی مطالب و مسائل دیگری را هم می‌بیند که اصلاً کأنّ خواب نیست. لذا به صورت ظاهر این جسم دارد استراحت می‌کند، امّا گویی خواب نیست؛ چون فکر او الهی است.بعضی افراد میگویند ما و قتی از خواب بلند می شویم توجه میشویم در حال نماز بودیم یعنی در خواب داشتیم نماز می خواندیم وموقع بیداری زبانمان به ادامه اذکار مشغول است.

این افراد سبک بالاند چون فکر راحت و خیال پاکی دارند شب سبک بالند گیر خیالات و توهمات نیستند لذا برای نماز شب راحت از خواب بلند می شوند .چی میشود که نماز شب خواندن وبلند شدن برای بعضی از افراد دشوار نیست و برعضی هم با سختی شاید موفق شوند بیدار شوند خب سبک بال بودن مهم است جسم و فکر در خواب درگیر خیالات و توهامات نبودن مهم است اگر چشم دید تصویر به خیال افتاد عالم خیال الوده شد دل الوده شد در خواب تمام وجود انسان را در گیر می کند و انسان سنگین است سبک بال نیست که اسوده برخیزد

ایت الله قرهی می فرماید:از آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، آن مرد الهی و استاد عظیم‌الشّأنمان در آخر عمر شریفشان تقاضا کردیم که نصیحتی بفرمایند. ایشان فرمودند: من قبل از تکلیفم تا به حال، نماز شبم قضا نشده! یعنی چه؟! مگر نماز شب، واجب است که قضا نشده؟! ایشان از قبل از تکلیف، ترک نماز شب نداشتند، می دانید چرا؟ چون ندیدن چون خیلاتی نشدند چون سبک بال به بستر می فتند چون دلشون سنگین به وجود بت نشده بود چون فقط خدا در دلشون بود وبس

لذا طهارت چشم خیلی مهم است خیلی مراقب باشم چهل روز عهد ببندید مراقبت کنید  سعی این باشد اصلا نبینی اگر نگاهت عمدا دوخته شد به جایی که دیدن برای تو جایز نبود زود استغفار کن اگر یک بار نگاهت افتاد، استغفار نکردی، خودت را تنبیه نکردی، از خودت بدت نیامد، حالت از خودت بهم نخورد، به این نفس دونت که عامل شد نگاه بکنی، بد و بیراه نگفتی، ناله نکردی و اشک نریختی که چشمت را طاهر کنی، دیگر آرام آرام در گناه غوطه می‌خوری.

آیت‌الله العظمی بهجت آن بهجت القلوب فرمودند: طهارت چشم به ریخته شدن اشک است. اگر یک موقع چشمتان خطا کرد، سریع یک کاری کنید که گریه کنید. بعد فرمودند: ولو به اشک برای ابی‌عبدالله(ع)! لذا فرد گنه‌کار باید دل شب این حال را داشته باشد که اشک بریزد و بگوید: خطا کردم، اشتباه کردم، غلط کردم، به مقام انسانیّت خودم بد کردم و … تا پاکش کنند.

اما اگر یک بار، نعوذبالله دو بار شد؛ دیگر آرام آرام، دو بار سه بار، چهار بار و … می‌شود تا این که معتاد می‌شود و عادت می‌کند. اگر عضوی هم گناه کرد و نعوذبالله، نستجیربالله به آن عادت کرد، اعضاء دیگر بدن را هم به گناه دعوت می‌کند. یعنی این گناه فقط به چشم بسنده نمی‌شود؛ بعد از مدّتی به فحاشی به زبان می‌آید که گناه دهان و دندانش است، یا با دست گناه می‌کند و …، لذا طبیعی است که تمام اعضاء و جوارح مبتلا می‌شود. یک موقعی می بیند نعوذبالله، نستجیربالله در بستر حرام است. اوّل یک عضو گناه کرد، امّا آن را تنبیه و مؤاخذه نکرد که تأدیب شود؛ عضوهای دیگر هم به گناه در آمدند. آرام آرام طوری می‌شود که هر لحظه یاد گناه است و فکر گناه می‌کند.

 

Like

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.