قیامت شکنجه ای روحی به اسم روایی-جلسه دوم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از شکنجه های معاد حرف می زدیم شکنج علاوه بر انکه جسمی بود روحی هم بود در قیامت علاوه بر اینکه گنهکار مبتلا است به عذاب جسمی مثل:

فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿۴۲ ﴾آنها در میان بادهای کشیده و آب سوزان قرار دارند. (۴۲)

وَظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ ﴿۴۳﴾و در سایه دودهای متراکم و آتش زا! (۴۳)

لَا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ ﴿۴۴﴾سایه‏ ای که نه خنک است و نه مفید. (۴۴)

علاوه بر این گونه عذابهای جسمی مبتلاست به عذابهای گوناگون روحی که از عذاب خجالت گفتیم عذاب رسوایی را یک جلسه صحبت نمودیم و این جلسه هم در باره همین نوع عذاب حرف می زنیم

بعد از مرگ انسان از هر نظر در معرض خطرهای گوناگون چون کیفرها، رسوائی‌های گوناگون قرار دارد، اگر توبه ننماید، و با توبه از دنیا نرود و خداوند ستارالعیوب به داد او نرسد، ممکن است در برزخ رسوا شود و یا در قیامت اسرار باطنی او آشکار گردد و رسوا شود، به خصوص آن که یکی از نام‌های روز قیامت «یوم تبلی السرایر» (۱) است. قرآن کریم در آیه دیگر نیز از معرفی شدن مجرمان خبر داده و فرمود: «یعرف المجرمون بسیماهم» (۲) در قیامت گنه کاران از چهره‌های شان شناخته می‌شوند.طبق این گونه آیات معلوم می‌شود روز قیامت، روز ظهور و بروز اسرار است، اسرار نهفته انسان آشکار می‌شود، اعم از ایمان و کفر و نفاق یا نیت خیر و شر، یا ریا و اخلاص و این ظهور روز به روز برای مومنان مایه افتخار و مزید بر نعمت است، برای مجرمان مایه سرافکندگی و منشا خواری و خفت، و چه دردناک است که انسان عمری زشتی‌های درونی خود را از خلق خدا مخفی کرده باشد و با آبرو در میان مردم زندگی می‌کند، ولی در آن روز که همه اسرار نهانی آشکار می‌گردد، در برابر همه خلایق شرمسار و سرافکنده شود که گاه درد و رنج این عذاب از آتش دوزخ دردناک تر است. (۳)

بنابراین بسیاری از شخصیت‌های کاذبی که بر اثر پنهانکاری در دنیا به وجود آمده، در برابر طوفان محشر بر باد می‌رود و رسوائی عظیمی جای آن می نشیند، چه عجیب است سقوط این گونه افراد خوش ظاهر بد باطن. از رسول خدا درباره معنای آیه «یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا» (۴) سوال شد ،حضرت به شدت گریه کرد تا جایی که دامن مبارک او از آب دیدگانش تر شد؛ آن گاه فرمود: از مسئله مهمی سوال کردید، بعد فرمود: مردم در قیامت به دوازده گروه محشورمی شوند:

۱- برخی به صورت بوزینه می‌آیند، این ها کسانی اند که همواره در جامعه فتنه انگیزی می کنند.

۲- عده‌ای به شکل خنزیر محشور می شوند، آن ها کسانی اند که اموال دیگران به تا و از روی ظلم تصرف می‌کنند.

۳- برخی نابینا محشورمی شوند، آن ها کسانی اند که به ناحق حکم می‌کنند کور و نابینا می‌شوند.

۴- علما و دانشمندان که گفتارشان مخالف کردارشان است، در حالی وارد محشر می‌شوند که از دهان‌شان قی سرازیر می شود و زبان شان را می‌جوند.

۵- کسانی که دچار عجب اند، به صورت ناشنوا و گنگ محشور می‌شوند.

۶- افرادی که به ناحق شهادت می‌دهند، در حالی وارد محشر می شوند که بر بدن های شان میخ‌های از آتش کوبیده شده است.

۷- کسانی که همواره و به ناحق غرق امور شهوانی‌اند، در حالتی وارد محشر می‌شوند که قدم‌های شان بر پیشانی‌های‌شان قرار دارد و بر موی جلو سرشان بسته‌اند، و آن ها از جیفه بدبوترند.

۸- اشخاصی که از دادن حق خدا امتناع دارند، به صورت مست و در حالی که گاهی به طرف راست و گاهی به طرف چپ و بر زمین می‌افتد ،وارد محشر می‌شوند.

۹- کسانی که در معامله، مردم را گول می‌زنند و اهل تجسس و عیب جویی و اهل سخن چینی هستند ، در حالی وارد می‌شوند که جامه سیاه و بسیار نامطبوع بر آن ها پوشانده‌شده است.

۱۰ -کسانی که در مساجد حرف دنیا می‌زنند، به صورت مست محشور می‌شوند.

۱۱- افراد ربا خوار به صورت خوک محشور می‌شوند. (۵)

از این گونه روایات به دست می‌آید که جزئیات اسرار نهفته باطنی انسان در قیامت آشکار می گردد. بنابراین راه چاره جز توبه و پناه بردند، به حضرت ستار العیوب نیست که در این صورت امید است خداوند انسان را از آن رسوایی حفظ کند و گرنه دشوار است. برای رهایی از چنین خطرهای برخی دعاها نظیر دعای کمیل مفید است، در فراز آن دعا آمده: «کنت انت رقیب علی من ورائهم و الشاهد لما خفی عنهم و برحمتک اخفیته و بفضلک سترته و ان توفر حظی من کل خیر او خطاء تستره؛ (۶) ناظر به ما هستی از فراسوی عالم غیب بعد از فرشتگان مامور ثبت اعمال، و شاهد و ناظر بر آن دسته از کارهای من هستی که حتی از آن فرشتگان مستور است، و تو آن اعمال را با رحمت خود مخفی نموده و با فضل خود مستور داشته اید. به من چهره فراوان از هر خیری بده . خطاهایی که آن ها را پوشیده داشته ای بر من ببخش».

پی‌نوشت‌ها:

  1. طارق (۸۶) آیه ۹٫
  2. الرحمن (۵۵) آیه ۴۱٫
  3. تفسیر نمونه، ج ۲۶،ذ ص ۳۶۹، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۶ ش .
  4. نباء (۷۸) آیه ۱۸٫

۵٫علم الیقین، ج ۲، ص ۱۱۰۷- ۱۲۰۷، انتشارات بیدار، قم، ۱۳۷۷ ش .

۶٫مفاتیح الجنان، ص ۱۱۹٫

Like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.