دومین سبب بیداری

دومین سبب

اولین سبب از اسباب بیداری تفکر بود تفکر در وجود و شگفتیهای خلقت انسان و جهان که انسان خواب را بیدار میکند و او را مهیای پرواز به جوار قرب الی الله می نماید

دومین سبب از اسباب بیداری که در این خطبه به آن می پردازم نگاه خاص اولیاء الهی به انسان غافل است.اولیائ الهی واسطه های بین خدا و بند گان او هستند  خداوند متعال اولیاء خود را سبب فیض قرار دادهه وکسانی که به دامن این بزرگواران چنگ بزنند از نگاه خاص این بزرگواران بهره مند می گردند.ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین حاملان نور الهی هستند به هر کسی که نظر نمایند چنان دگرگونی در او ایجاد می نمایند که گویی این انسان ان انسان خواب غافل قبلی نیست. بشر حافى یکى از اشراف زادگان بود که شبانه روز به عیاشى و فسق و فجور اشتغال داشت . خانه اش مرکز عیش و نوش و رقص و غنا و فساد بود که صداى آن از بیرون شنیده مى شد. روزى از روزها که در خانه اش محفل و مجلس گناه برپا بود، کنیزش با ظرف خاکروبه ، درب منزل آمد تا آن را خالى کند که در این هنگام حضرت موسى ابن جعفر(ع ) از درب آن خانه عبور کرد و صداى ساز و رقص به گوشش رسید. از کنیز پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز جواب داد: البته که آزاد و آقا است . امام (ع ) فرمود: راست گفتى ؛ زیرا اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید و این چنین در معصیت گستاخ نمى شد. کنیز به داخل منزل برگشت .
بشر که بر سفره شراب نشسته بود از کنیز پرسید: چرا دیر آمدى ؟ کنیز داستان سؤ ال مرد ناشناس و جواب خودش را نقل کرد. بشر پرسید: آن مرد در نهایت چه گفت ؟ کنیز جواب داد: آخرین سخن آن مرد این بود: راست گفتى ، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده خدا مى دانست ) از مولاى خود مى ترسید و در معصیت این چنین گستاخ نبود.
سخن کوتاه حضرت موسى بن جعفر(ع ) همانند تیر بر دل او نشست و مانند جرقه آتشى قلبش را نورانى و دگرگون ساخت . سفره شراب را ترک کرد و با پاى برهنه بیرون دوید تا خود را به مرد ناشناس برساند. دوان دوان خودش ‍ را به موسى بن جعفر(ع ) رسانید و عرض کرد: آقاى من ! از خدا و از شما معذرت مى خواهم . آرى من بنده خدا بوده و هستم ، لیکن بندگى خودم را فراموش کرده بودم . بدین جهت ، چنین گستاخانه معصیت مى کردم . ولى اکنون به بندگى خود پى بردم و از اعمال گذشته ام توبه مى کنم . آیا توبه ام قبول است ؟ حضرت فرمود: آرى خدا توبه ات را قبول مى کند. از گناهان خود خارج شو و معصیت رابراى همیشه ترک کن .
آرى بشر حافى توبه کرد و در سلک عابدان و زاهدان و اولیاى خدا در آمد و به شکرانه این نعمت ، تا آخر عمر با پاى برهنه راه مى رفت . ایام سوگواری حسین بن علی بن اببطالب علیهما السلام فرا رسیده  آنهایی که به دنبال نجات از خواب غفلند بدانند که ان الحسین سفینه النجاه ،حسین کشتی نجات است آنان که خود را در تاریکی گمراهی میبینند وبه دنبال نور هدایت هستند بدانند که حسین علیه السلام مصباح الهدی است از فرصت سوگواری برای سید الشهدا استفاده کنند  که نگاه حسین علیه السلام از نگاههای خاص است .نگاهی که حر را از بند غفلت حر کرد نگاهی که زهیر را در عالمی دیگر قرار داد نگاه حسین علیه السلام است.

چه بسیار افراد خوابی که از نگاه حامل نور حسین علیه السلام بهره مند گشتند وبیدار شدند.مگر در مورد زهیر نشنیدی که در بین راه برگشت از سفر حج چنان برنامه ریزی می نمود که با حسین علیه السلام رو در رو نشود نمیخواست در رکاب حسین علیه السلام باشد تا اینکه در یکی از منازل کاروان حسین علیه السلام و قافله زهیر یکجا توقف میکنند امام حسین علیه السلام به دنبال زهیر فرستاد زهیری که مایل به ملاقات با امام خود نبود با اصرار همسر وارد خیمه حسین علیه السلام میود در خیمه چه گذشت ننوشته اند ونمیدانیم ولی نظر خاص امام به زهیر بوده که چنان در قلب او اثر می گذارد که پرده های غفلت را کنار میزند و از زهیر فراری ،زهیر دلداه میسازد.آری حضرات معصومین به انسان مرده حیات میدهند يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ  هر کس قصد خدا دارد از این بزرگواران شروع نماید من اراد الله بدء بکم

Like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.