سلامت روح

سلامت روح

در هفته گذشته  عرض نمودیم انسان تا خود را نشناسد به ارزش وجودی خود و جایگاه با عظمت خود در بین مخلوقات به باور نرسد انگیزه برای دوری از گناه و تحصیل ملکه تقوا برای او ایجاد نمیگردد همچنین به دو بعدی بودن وجود انسان که مرکب است از روح و جسم اشاره نمودیم آنچه سبب برتری انسان است روح بود انسان باید به سلامت روح خود اهمیت بدهد و تعجب نمودیم از انسانهایی که اگر مبتلا به مرضی از امراض جسمی بشوند اهمیت میدهند برای درمان از این مطب به آن مطب و گاهی به خارج از کشور می روند اما نسبت به امراض روح که عامل سعادت و شقاوت است ،بی تفاوتند.

امراض روح همان اخلاق ناپسندی است که انسان آلوده به آن میباشد اگر انسان به سلامت روح خود اهمیت دهد اخلاق زشت را از ساحت قدسی خود دور نماید و خود را آراسته به اخلاق حسنه نماید آنوقت ملکوتی بودن روح ، خودش را نشان میدهد چنین انسانی وجودش کامل میشود حیاتش دائمی میگردد به لذتهایی می رسد که مانند ان را ندیده باشد.

برادرم وخواهرم اینکه ما از زندگی لذت نمی بریم خسته و ملول هستیم چون روح ما سالم نیست ودرک لذتهای معنوی را نمی نماییم.ماحقیقتا شنیدنیهای خوشمزه عالم را نمیشنویم دیدنیهای زیبای عالم را نمی بینیم این حکایت از عدم سلامت روح مادارد خیلی خوشمزه گیها در این عالم است از شنیدنیها  ودیدنیها که به سلامت روح و جان ما بستگی دارد.حقیقت انسان مربوط به عالم قدس است مربوط به عالم ملکوت است انسان اگر سالم باشد آلوده به صفات ناپسند نباشد ملکوت عالم را میبیند .

نبی مکرم اسلام آن انسان سلیم النفس می فرمود ان لی مع الله حالات لا یحتملها ملک مقرب ولا نبی مرسل بحارالنوار ج82 ص 243 من با خدا حالاتی دارم که هی فرشته ای تحملش را نداره هیچ پیامبری تحملش را نداره این حالت خوش شنیدن صدای خداست دیده جلوات خداست!البته این حالات در مراتب پایین تر برای هر انسانی که صاحی دل پاک و روشنی باشد مقدور است حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله خبر داد ه اند:لولا ان الشیاطین یحومون  علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات والارض  اگر شیاطین دور فرزندان ادم را فرا نگرفته بودن هر آئینه مشاهده میکردند حقایق عالم خلقت را .

آنان که دل از این عالم بریدند دائمانگاهشون به بالا بود میدند زیباییهای عالم بالا را !

آنچه از روایات برای شما عرض نمدم در حالات علامه طباطبایی مشهود بوده است. علامه طباطبایی از دوران نوجوانی به انجام تکالیف شرعی واعمال عبادی مقید بود، ذکر خدا بر لب داشت و نوافل را به جا می آورد، شب های ماه مبارک رمضان تا صبح بیدار بود و پس از مطالعه به دعا و تلاوت قرآن و اذکار مشغول می شد.استاد عزیز ما آیت الله جوادی آملی جوادی آملی خاطر میفرمودند: علامه طباطبایی روح بسیارمتعالی و حساسی داشت و وقتی از خدا صحبت می شد آن قدر حالات عجیب از خود نشان می داد که انسان متحیر می شد که واقعا در این مواقع در کدام عالم سیر می کنند این همان دیدن ملکوت خلقت بوده که هر کسی لیاقتش را ندارد. علامه طباطبایی نقل نموده است که روزی در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم درآن حال حوریه ای بهشتی از طرف راستم می آمد و یک جام شربت بهشتی در دست داشته وخود را به من ارائه نمود خواستم به او توجهی کنم که به یاد توصیه استادم افتادم، لذا چشم پوشیده روی گردانیدم، آن حوریه برخاست و از طرف چپم آمد و باردیگر آن جام را به من تعارف کرد، باز توجهی نکردم، آل حوریه زنجیر و از من دورشد، از آن زمان هر وقت چنین منظره ای را به یاد می آورم از آزادگی وی متاثرمی شوم.

در تایید این گونه حالات نقل کرده اند که حضرت آیه الله العظمی بروجردی، فرموده بود، استاد بزرگوار من آخوند کاشی که مردی با کمال بودمی گفت: من فرشتگان را در آسمان در حال پرواز مشاهده می کنم.آری انسان اگر سالم باشد می بیند.

 آری به قول شاعر : دیده روشن بیار و نور بین           دل مصفی کن، بهشت و حور بین

Like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.