متن کامل خطبه1395/05/15

بسم الله الرحمن الرحیم

..اوصیکم عباد الله بتقوی الله

جوانی بهار عمر و جوان بهترین و مفیدترین قشر جامعه است.جوانان قشر متحرک، فعال و پرشور و نشاط جامعه را تشکیل می دهند.آن ها با استعدادهای فراوان نشاط بسیار راه های سخت و ناهموارپیشرفت را می پیمایند و زمام فردای جامعه را به دست می گیرند.بدین جهت تمام نظام ها و حکومت ها روی این قشر عظیم سرمایه گذاری می کنند. در این راستا انبیاء و معصومان نیز توجه ویژه ای به جوانان داشته اند. در این نوشتار پرتوی از سخنان و سیره امام صادق(ع) را در زمینه مربوط به جوانان مطرح نماییم.

وظیفه همه است نسبت به تربیت نسل جوان تلاش نماید.ما همه در یک سطح از تربیت و معلومات دیی نیستیم مسلما افرادی از لحاظ اخلاق و معارف دینی نسبت به دیگران جلوتر هستند .روحانیون و برخی تحصیل کرده ها فرهنگیها نسبت به تربیت نسل جوان مسئولیت دارند.هر فردی که تشخیص دهد یک قدم نسبت به یک جوان از لحاظ اخلاق و رفتار جلوتر است باید دست اورا بگیرد و با خود به سمت معنویت بکشاند

اگر روحانیت اگر فرهنگیان اگر پاسداران نسبت به نسل جوان احساس مسئولیت نداشته باشند این جوانان جذب انسانهای منحرف می شوند و از اخلاق و رفتار انها تاثیر می پذیرند

امام صادق‌علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‌هاى منحرف و کج اندیش، مى‌فرماید: «با درو احداثکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجعة نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‌هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند.

امروز بیش از هر زمان دیگر جوانان معنویت پذیر شده اند و تشنه معنویت هستند اصلا ذات جوان اینگونه است.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایای اخلاقی در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر; مؤمن طاق می فرماید:

«علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر; (2) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبی ها را می پذیرند.

درجذب جوانان نباید گزینشی عمل نماییم برای هر جوان با هر روحیه و اخلاقی باید برنامه داشته باشیم

اینطور نباشد چون فلان جوان قلیون می کشد به سمت او نرویم خیر همان فرد هم باید جذب شود یک جایی به نفع دین به درد می خورد.یک حکایت سیره رفتاری امام صادق علیه السلام در همین مورد عرض می نمایم هم پاسخ خیلی از چرا ها را میدهیم هم تلنگری است برای کسانی که فقط خودشان را برای دین معجزه می دانند و نسبت به جوانانی که از مسیر اخلاق خارج شده اند بی تفاوت هستند

مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر کوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشکلات دینی، مالی و اجتماعی مردم کوفه رسیدگی کند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحکمی برقرار کرده بود، برای همین عده ای این دوستی را نتواستند تحمل کنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترک نماز، کبوتر بازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم کردند. این گروه، که ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده می شدند، شایع کردند که مفضل افراد بی مبالات و لاابالی را پیرامونش گرد آورده است. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان کوفه به محضر امام صادق علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و کبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»

امام صادق علیه السلام بدون این که با آنان در این باره سخن بگوید، نامه ای برای مفضل نوشته، مهر کرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح کرد که نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به کوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت کرد. امام علیه السلام به مفضل دستور داده بود که: چیزهایی بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال کند. در این نامه اصلا اشاره ای به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اکنون چه باید کرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر کنیم و از شیعیان یاری جوییم.در واقع هدفشان این بود که فعلا خانه مفضل را ترک کنند. مفضل گفت: تقاضا می کنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی که از آن ها بدگویی شده و به کارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار کرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق علیه السلام را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن کلام امام صادق علیه السلام برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت کوتاهی بازگشتند. هر کدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع 2 هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شکایت کنندگان که هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما می گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان می کنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!

 

بسم الله الرحمن الحیم

…..اوصیکم عبادالله بتقوی الله

در حوزه تعلیمات اسلام صداقت یكی از عناصر مهم ارزشی است. رسول خدا(ص) فرمود: «لا تنظروا الی كثره صلاتهم و صومهم و كثره الحج و المعروف، وطنطنهم باللیل، و لكن انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانه »برای امتحان مردم، نگاه به زیادی نماز و روزه آنها و كثرت حج و نیكی كردن آنها به مردم، و سر وصدای آنها در عبادت شبانه نكنید، ولی نگاه به راستگویی و امانت آنها كنید.معصومان دیگر(ع) نیز به این عنصر ارزشی اسلامی و انسانی توجه خاص داشته اند. (2) باتوجه به نقش سازنده صداقت در روابط اجتماعی و سیاسی؛ رعایت آن برای همگان اهمیت دارد. و لكن رعایت این پدیده ارزشمند برای كارگزاران از اهمیت ویژه ای برخورداراست. زیرا كه صادقانه برخورد نمودن كارگزاران با مردم و گفتن حقایق و واقعیات به مردم؛ نقش بنیادی در جلب رضایت و اعتماد عمومی دارد؛ اعتماد مردم به دولتمردان بزرگترین سرمایه، كارگزاران است. از این رو در نهج البلاغه به اعتمادمردم به مسوولان توجه خاص شده است

امام علی(ع) با بهره گیری از صداقت حكومت كرد، و كارگزاران خویش را نیز به رعایت آن توجیه نمود. صراحت و داقت حضرت در سیاست، یكی از مشكلات خلافت آن حضرت بود. استاد شهید مطهری می نویسد: «مشكل سوم خلافت او (علی «ع ») مساله صداقت وصراحت در سیاست بود كه این را هم باز عده ای از دوستانش نمی پسندیدند، می گفتندسیاست این همه صداقت و صراحت برنمی دارد چاشنی سیاست دغلبازی است.» (4) به خاطر عدم بهره گیری علی(ع) از اهرم خدعه و نیرنگ، در مسائل حكومتی بود كه برخی تصورمی كردند: كه معاویه از علی(ع) سیاستمدارتر است. از این رو حضرت در جواب این تصورفرمود: «و الله ما معاویه با دهی منی و لكنه یغدر و یفجر و لولا كراهیه الغدرلكنت من ادهی الناس » (5) قسم به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست ولی او نیرنگ می زند و مرتكب گناه می شود، اگر نیرنگ خصلت زشتی نبود من سیاستمدارترین مردم بودم. همچنین علی(ع) فرمود، «لو لا ان المكر و الخدعه فی النار لكنت امكرالناس » (6)

در فرهنگ دین و ساختار حكومت دینی؛ بهره گیری از سیاست كه مبتنی بر خدعه و نیرنگ باشد، جایز نیست. و یكی از امتیازات حكومت علوی بر حكومتهای اموی وعباسی نیز در همین است كه حكومت علوی بر عنصر صداقت و عدالت استوار است.

با توجه به نقش صداقت در شیوه زمامداری است كه علی(ع) به مالك اشتر توصیه می كند، كه با مردم صادقانه برخورد نموده و از وعده و شعارهایی كه همراه عمل نیست پرهیز كند. زیرا كه وعده های بدون عمل و نشان دادن غیر واقع را به صورت واقع؛ موجب خشم خدا و مردم می شود. حضرت خطاب به مالك اشتر فرمود: «و ایاك والمن علی رعینك با حسانك او التزید فیما كان من فعلك او ان تعدهم فتع موعدك بخلفك فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق، و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس. قال الله تعالی: «كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون » وَ إِیَّاكَ وَ اَلْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِكَ بِإِحْسَانِكَ أَوِ اَلتَّزَیُّدَ فِیمَا كَانَ مِنْ فِعْلِكَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِكَ فَإِنَّ اَلْمَنَّ یُبْطِلُ اَلْإِحْسَانَ وَ اَلتَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ اَلْحَقِّ وَ اَلْخُلْفَ یُوجِبُ اَلْمَقْتَ عِنْدَ اَللَّهِ وَ اَلنَّاسِ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (7)از منت نهادن بر رعیت به جهت احسانی كه نموده ای و یا بیش از حد جلوه دادن آنچه كرده ای بپرهیز، و نیز از دادن وعده ای كه خلف می كنی احتراز كن؛ چه منت نهادن،احسان را بی ارزش می كند و زیاده نگری روشنایی حق را می برد و خلف وعده موجب خشم خدا و مردم می شود. خدای تعالی فرمود: گناه بزرگی است از نظر خداوند كه بگوییدآنچه را عمل نمی كنید.

توصیه علی(ع) به مالك اشتر دستورالعمل اصولی و منطقی است كه همه كارگزاران می توانند از آن بهره گیرند. بی تردید وعده های دولتمردان به مردم در خصوص خدمات اجتماعی و …

اگر همراه با عمل نباشد، موجب می شود، كه مردم به دولتمردان خود اعتماد نكنند؛و نتیجه آن از بین رفتن اعتبار مسوولان و خود بزرگترین ضربه بر پیكر دولت و كشوراست. متاسفانه در جوامع امروزه برخی از كارگزاران، با مردم خود صادقانه برخوردنكرده و مردم را با آمار و ارقام دروغ و مانور تبلیغاتی سرگرم می كنند؛كارگزاران جوامع اسلامی باید صادق ترین انسانها نسبت مردم بوده و دستورالعمل علی(ع) را چراغ راه خود قرار دهند؛ كه صداقت یكی از شرایط مهم و اصلی كارگزاران است؛ كه در نهج البلاغه به آن اشاره شده است.

خداراشکر ما از زعامت شخصی بهره مند هستیم که همیشه با مردم صداقت داشته و حقایق را به مردم گفته

پر حرف ترین و جنجالیترین موضوع کشور مسئله برجام بوده .در این مورد از زمانی که فرمود من به مذاکرات خوشبین نیستم صداقت در این کلام موج میزد تا همین دوشنبه که گذشت و فرمود : برجام، به عنوان یک تجربه، بی‌نتیجه بودن مذاکره با آمریکایی‌ها، بدعهدی آنها و ضرورت بی‌اعتمادی به وعده‌های آمریکا را بار دیگر ثابت کرد و نشان داد راه پیشرفت کشور و بهبود وضع زندگی مردم، توجه به داخل است نه دشمنانی که مدام در منطقه و جهان در حال مانع‌تراشی برای ایران هستند.

اگر پشت اقتصاد کشور به صداقت  مسئولین گرم نباشد شاهد تحول اقتصادی نخواهیم بود.

اگر مدیران صادقانه دغدغه  معيشت مردم را دارند ؛  در قدم اول بايد جلو اشرافي‌گري و فساد گرفته شود«

تا قاچاق است تا فساد است اقتصاد کشور رشد نمیکند و معیشت مردم تنگ است. به زبان ساده وقتی جلوی قاچاق را گرفتید  کارخانه جات کشور ورشکست نمیشوند تولیدشون بالا می رود و اشتغال ایجاد می شود این فساد این اشرافی ری این  قاچاق صنایع تولیدی را تعطیل نموده چند روز پیش از شهرک صنعتی این شهر سرکشی داشتم 90 درصد تعطیل بود

مقام معظم رهبری همین روز دوشنبه فرمودند: ادامه وضع فعلیِ تولید داخلی، یعنی بیکاری جوانان، رکود بیشتر و زندگی دشوار مردم، اینها را که دیگر نمی‌شود با ارتباط با آمریکا و اروپا حل کرد، بلکه باید مسئولان اقدام کنند.

 

 

 

Like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.